داستان

آذر ۲۹, ۱۳۹۵ 0

مردی به سرعت و چهارنعل با اسبش می تاخت. این طور به نظر می رسید که به جای بسیار مهمی می رفت. مردی که کنار…

داستان

آذر ۲۸, ۱۳۹۵ 0

به ابوسعيد ابوالخير، گفتند : فلاني قادر است پرواز کند، گفت: اين که مهم نيست، مگس هم مي پرد. گفتند: فلاني را چه ميگويي..؟؟روي آب…

داستان

آذر ۲۷, ۱۳۹۵ 0

  پیری برای جمعی سخن میراند... لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند. بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را…

داستان

آذر ۲۶, ۱۳۹۵ 0

خدایا_شکر روزی مردی خواب عجیبی دید او دید که پیش فرشته هاست و به کارهای آنها نگاه می کند. هنگام ورود دسته بزرگی از فرشتگان…

داستان

آذر ۲۵, ۱۳۹۵ 0

روزی یکی از دوستان بهلول گفت: ای بهلول! من اگر انگور بخورم، آیا حرام است؟ بهلول گفت: نه! پرسید: اگر بعد از خوردن انگور در…

داستان

آذر ۹, ۱۳۹۵ 0

امروز هم یک داستان درباره بی ریاترین عشق در مجله اینترنتی انلاین باشید یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا…