داستان

داستان

مردی حاشیه خیابان بساط پهن کرده بود،
زردآلو هر کیلو ۲ تومن،
هسته زردآلو هرکیلو ۴ تومن.
یکی پرسید چرا هسته اش از زرد آلو گرونتره؟!
فروشنده گفت چون عقل آدم رو زیاد میکنه.
مرد كمی فكر كردُ گفت، یه کیلو هسته بده .
خرید و مشغول خوردن که شد با خودش گفت:
چه کاری بود، زردآلو میخریدم هم خود زردآلو رو میخوردم هم هسته شو، هم ارزونتر بود.
رفتُ همین حرف رو به فروشنده گفت،
فروشنده گفت: بــــــله ، نگفتم عقل آدم رو زیاد میکنه !!!
چه زود اثر کردد

 

یک دیدگاه در “داستان

  • فروردین -۶۷, -۶۲۱ در۱۲:۰۰ ق.ظ
    پیوندیکتا

    جالب بود مطلبتون
    موفق باشید

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *